ششمین جلسه تجربه جدید..اما نرفتیم..آرسامم قدمهاش محکتر شده تا هفت هشت قدم راه میره با لب خندون :)
نهمین جلسه
(✿◠‿◠)هشتمین جلسه(✿◠‿◠)تلاشهای آرسامم برای راه رفتن ..گاهی دو قدم ..گاهی سه قدم...
یه جمعه دریایی..مرسانا میگه..مامان م سی.. امروز خیلی خوش گذشت..شنا کردم
ششمین جلسه ..هفتمین جلسه..پنجیم جلسه تجربه جدید..اما نرفتیم..
(✿ ♥‿♥) خدا رو شکر باباجی به سلامت برگشت و ما یک شب چهارنفری پر مهر کنار هم گذروندیم:)(✿ ♥‿♥)
(✿ ♥‿♥) چهارمین جلسه تجربه جدید(✿ ♥‿♥)
(✿ ♥‿♥) مهر بانویی مهربانم..گل اندام زیبا روی من چهل و یک ماهگیت مبارک(✿ ♥‿♥)
(✿ ♥‿♥) روزانه های سه نفره ما پراز دلتنگی برای باباجی اما سر شار از مهر با خانواده مهربونمون(✿ ♥‿♥)